رفتارهاي ديني و بهداشت رواني
تحقيق كلاسي درس بهداشت رواني - استاد حجت الاسلام دكتر جديري - آذر ۱۳۹۰
تحقيق كلاسي درس بهداشت رواني - استاد حجت الاسلام دكتر جديري - آذر ۱۳۹۰
چكيده
بحثي كه در اين نوشتار مختصر ارائه خواهد شد به وجود داشتن ارتباط بين رفتارهاي ديني و بهداشت رواني ميپردازد به اين معنا كه خود رفتار ديني باعث بهداشت رواني ميباشد. معتقديم كه اسلام آخرين دين از سوي خداوند متعال ميباشد كه محدود به منطقهاي خاص يا افرادي محدود نميباشد، بلكه براي هميشه و هدايت تمامي مردمان جهان آمده است و تعاليم روحبخشش نه تنها موجب سعادت انسانها در جهان ديگر، بلكه باعث سلامت و خوشبختي انسانها در زندگي اين دنيايي آنها نيز ميباشد. در خصوص وجود رابطه بين رفتارهاي ديني و بهداشت رواني مقالات زيادي نوشته شده است كه به گونهاي خاص به تبيين اين مطلب پرداختهاند. اينجا هم در ابتدا به اين اثرات پرداخته خواهد شد و بعد از آن به بيان مطالبي انتقادي در اين زمينه و بيان پيشنهاد براي چگونگي مطالعهي اين مباحث اشاراتي خواهد شد. و از آنجا كه نگاه محقّق در اين نوشتارِ مختصر نگاهي انتقادي به شيوهي موجود ميباشد، به صورت مفصّل به آثار رفتارهاي ديني پرداخته نشده است بلكه تنها به آثار بخشي از آنها اشاره شده و در انتها پيشنهادي كه به نظر بهترين راه براي چنين بررسي ميباشد ارائه شده است.
كليدواژه: دین، بهداشت روان[1]، رفتارهای دینی، آرامش رواني.
مقدّمه
همانگونه كه از عنوان مشخّص ميباشد، اين نوشتار مختصر در پي بررسي رفتارهاي ديني و تأثير آنها بر بهداشت رواني ميباشد. بدين منظور ميبايست به چند نكته توجّه داشت كه دو مورد از آنها اهميّت بيشتري را داراست: مقصود از دين و مقصود از رفتارهاي ديني.
مقصود از واژهي دين در نوشتار پيش رو، دين مبين اسلام ميباشد. هر چند ميتوان اديان ديگر را هم در اين خصوص مطالعه نمود امّا به همين مقدار بسنده ميشود.
اسلام به عنوان یک مکتب کامل به تمام ابعاد وجودی انسان اعمّ از مادّی و معنوی، فردی و اجتماعی توجّه کافی مبذول داشته است. چرا که اسلام دینی است فطری[2] و تأمین کنندهی نیازهای فطری انسان میباشد و بر اثر مفاهیم و بینشهای کلّی خود نسبت به جهان، انسان و روابط انسانی، نظام رفتاری خود را ارائه کرده است. و با نفوذ در روح و روان و اخلاق و زندگی مردم و تجلّی آن در رفتار انسانها، نقش فوقالعادّهای در جلوگیری از پیدایش بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی انسان و با کمک به حلّ سریع و آسان آنها دارد. و از آنجا که معتقدیم اسلام دین جهانشمول و جاودانه است، مجموعه قوانین و برنامههای آن برای هدایت انسان و در نهایت برای سعادت وی در تمام فرهنگها، مکانها و زمانها قابل اجراست و توانایی پرورش یک انسان سالم و کامل را در یک جامعهی سالم دارد. ولی بهشرط آنکه به تمامی معارف آن پایبند بوده و به برنامههای عملی آن توجّه کافی شود و در رفتار تمامی انسانها تجلّی و ظهور نماید. (بشيري و احمدي، 1377)
همانگونه كه ميدانيم دين اسلام داراي سه بعد اساسي ميباشد: اصول اعتقادي، احكام و اخلاقيّات. در اين خصوص كه آيا ميتوان احكام (رفتارهاي ديني) را جداي از اصول ِاعتقاديِ دين، بررسي كرد يا نه در آينده بيشتر بحث خواهد شد.
تعريف رفتارهاي ديني
مراد از رفتار ديني آن دسته اعمال و كردار منظّم و منسجمي ميباشد كه انسان به عنوان عبد خداوند متعال ميبايست انجام دهد. در يك تقسيمبندي كلّي ميتوان دين را به دو دستهي باورها و اعمال تقسيم نمود. مراد ما از رفتارهاي ديني اعمالي ميباشد كه در تقسيم مذكور مقابل باورها قرار دارند و شامل رفتارهايي مانند عبادات - وضوء، نماز، روزه، حج، خمس، زكات و ... – امر به معروف، نهي از منكر، جهاد، صلهي ارحام و ... ميباشد.
و امّا در خصوص رفتارهاي ديني ميبايست دو نكته را مدّ نظر قرار داد:
1- رفتارهاي ديني در يك تقسيمبندي كلّي به رفتارهاي تعبدي و توصّلي تقسيم ميشوند. مراد از رفتارهاي تعبّدي آن رفتارهايي است كه براي اينكه مورد قبول شارع مقدّس واقع شوند نياز به قصد قربت و يا قصد امتثال امر شارع را دارند مانند نماز، روزه، وضو و ... ،امّا توصليّات آندسته رفتارهايي هستند كه براي قبول واقع شدن نيازي به قصد قربت يا امتثال ندارند مانند تطهير لباس و بدن از نجاسات يا امر به معروف و نهي از منكر و ... . حال اينكه در كدامين اين رفتارها بحث بهداشت رواني بيشتر مطرح خواهد بود مطلبي است كه ميبايد در تحقيقات وسيعتر به آن اشاره شود.
2- از آنجا كه بحث در اينجا در مورد اعتقادات ديني نميباشد - بلكه ميخواهيم رفتارهاي ديني را بررسي كنيم - بايد تحقيق به گونهاي پيش برود كه تأثير رفتار ديني از آن جهت كه ديني هست، بر بهداشت رواني بررسي گردد. در غير اين صورت ارزش خاصّي براي چنين بررسي نميتوان در نظر گرفت زيرا موضوع تحقيق بررسي آثار رفتارهاي ديني ميباشد.
تعريف بهداشت رواني
در تعريف بهداشت رواني دو اطلاق عمده وجود دارد؛ گاهي آنرا به عنوان يك حالت رواني در انسان بهكار ميبرند و گاهي از آن به عنوان يك رشتهي علمي كه اين حالت رواني در انسان را بررسي ميكند تعبير ميكنند. در مورد حالت اوّل، برخلاف حالت دوم، اختلافات زيادي در نوع تعاريف وجود دارد.
مشكل تعريف بهداشت رواني از آنجا سرچشمه ميگيرد كه هنوز تعريف صحيح و قابل قبولي براي بهنجاري[3] نداريم. (ميلانيفر، 1374) زيرا موضوع و تعريف بهداشت رواني وابسته به تعريف جامع و همهگير از مسئلهي بهنجاري و نابهنجاري[4] ميباشد. هر يك از مكاتب و نحلههاي فكري و فرهنگهاي گوناگون تعريف خاصّي از بهنجاري را ارائه دادهاند كه اين نوشتار مجالي براي طرح مفصّل آنان نيست به همين خاظر اشارهاي مختصر به برخي از آنان ميشود:
فرويد و پيروانش بر هماهنگي شخصيّتي فرد سالم تأكيد دارند؛ اين در حالي است كه نقطهي تمركز ديدگاه روانشناسان انسانگرا، نظير مزلو[5] و راجرز[6]، بر خودشكوفايي[7] است و قاعدتاً ويكتور فرانكل[8]، كسي را برخوردار از سلامت روان ميداند كه مسئوليّت هدايت زندگي و سرنوشت خود را بپزيرد و به معناي مناسبي در زندگي خود دست يابد. به نظر آلپورت[9] سلامت رواني يعني اجراي موفّق عملكرد رواني كه به فعّاليّتهاي سازنده، ارتباطات رضايتبخش با ديگران، توانايي سازگاري با تغييرات و كنارآمدن با ناملايمات منجر شود. (سالاريفر و ديگران، 1389)
امّا براي اينكه بتوانيم بحث را پيش ببريم به تعريفي اشاره ميكنيم كه بتواند به صورت تقريبي ما را به هدفمان از اين بحث نزديك كند.
تعاريف ذكر شده همگي داراي يك جنبهي مشترك كه مسائل جسمي است، ميباشند و هيچيك به مسائل معنوي اشارهاي نكردهاند. بهتر است كه براي توصيف بهداشت رواني از اصطلاح كلنگري[10] استفاده شود. در اين صورت علاوه بر ابعاد سهگانهي انسان- جسم، روان و اجتماع- به بُعد چهارم او يعني معنويّت نيز اشاره ميشود و همه را با هم در نظر ميگيرد. (همان)
آثار رفتارهاي ديني بر بهداشت روان
در اين خصوص موارد متعدّدي بيان شده است. امّا چون نگاه نگارنده به اين مطلب و شيوهي تحقيقات ديگران انتقادي ميباشد، صرفاً به آثار برخي از رفتارهاي ديني پرداخته خواهد شد و در نهايت به بحثي در اين زمينه اشاره ميشود.[11]
1- آرامش روانی؛ ویژگی مشترک همه عبادتها آن است که هر کدام به گونهای یاد خدا را در دل انسان زنده میکند و اساساً یکی از دلایل تشریع عبادتها نیز همین موضوع است. برای مثال، خداوند پس از اشاره به فلسفهي بازداری از کارهای زشت و ناپسند، دربارهي نماز میفرماید: « یاد خدا بالاتر است»[12].
ميتوان گفت يكي از مهمترين نيازها كه در مباحث بهداشت رواني به دنبال آن هستند، آرامش ميباشد. بهوجود آمدن اضطراب، استرس، انواع فشارهاي روحي-رواني و بسياري مشكلات ديگر كه بهداشت رواني دنبال برطرف كردن آنها ميباشد، بهخاطر از دست دادن آرامش ميباشد. آرامش گمشدهاي ميباشد كه افراد بسيار زيادي در سراسر جهان درپي آن هستند و براي كسب آن انواع و اقسام دستورالعملها و داروهاي شيميايي تجويز كردهاند امّا در عين حال هنوز به دنبال گمشدهي خود ميباشند. دين مبين اسلام نيز در اين بين راه حلّ مورد نظر خود را ارائه ميدهد. آرامش رواني يا اطمينان قلبي به تعبير قرآن كريم، در ياد خداوند نهفته است:
«بدانید که دلها و جانها تنها با یاد خدا آرامشمییابند»[13].
يكي از مصاديق بارز ياد خداوند در شريعت مبين اسلام نمازخواندن ميباشد. نماز يكي از رفتارهاي ديني است كه در آن ياد خداوند زياد ميباشد و يكي از ويژگيهايي كه براي نماز ذكر شده است سخنگفتن با خداوند ميباشد.
2- بالا بردن ظرفیت روانی؛ عبادت با توجه دادن فرد به عوالم بالاتر و پرواز دادن او از دنیای مادی، افق دید وی را گسترش میدهد. انسان پرستشگر با عالمی بسیار فراتر از عالم ماده مرتبط میشود. در نتیجه، بسیاری از نگرانیهای دیگران را ندارد و اصولاً آنها را مشکل نمیداند. به عبارت دیگر، ارتباط با خدا، ظرفیت روانی انسان را برای تحمل مشکلات بالا میبرد. به همین دلیل، انسان دیندار در مراحل بالاتر ایمان، نه از چیزی در هراس است و نه از ناگواریها افسرده میشود. قرآن در این باره میگوید:
«بدانید که دوستان خدا نه ترسی دارند و نه غمگین میشوند.»[14]
باز هم مشاهده ميشود كه يكي از بهترين راهها براي بالا بردن ظرفيّت رواني در افراد انجام دادن رفتارهاي ديني ميباشد. به خصوص نماز يكي از مهمترين رفتارها براي اتّصال افراد به عوالم بالاتر و پرواز دادن از دنيا ميباشد.
دین و جهانبینیهای توحیدی ساختارهای ذهنی شخصی افراد را وسعت بخشیده و قابلیت و ظرفیت و تفسیر و تحلیل شناختی را بهبود میبخشند، و بدین ترتیب توانایی کلنگری اشخاص افزایش مییابد. این شناختها باعث میشود انسان جهان هستی را مجموعهای بیارتباط، تصادفی، بینظم و بدون علت نداند، بلکه جهان را پدیدهایی نظامند، پیچیده، دارای قانون دیده، که حتی در پس پدیدههای به ظاهر ناخوشایند و متناقض نیز نوعی اراده، تدبیر و معنا نهفته باشد، بدین ترتیب در انسان معتقد به دین احساس آشفتگی، عدم کنترل، رهاشدگی رخ نمیدهد.(صبوريمقدّم، 1381)
اگر شخص منبع کنترل درونی داشته باشد، یعنی، شانس و تصادف را قبول نکند و معتقد باشد که سرنوشت انسان به دست خود اوست، میتواند رویدادهای مؤثّر بر زندگی را تحت کنترل خود درآورد و بهتر با استرس کنار بیاید. کسیکه منبع کنترل بیرونی دارد، خود را ناتوان احساس میکند و بر این باور است که نمیتواند جریان رویدادها را تغییر دهد. (گنجي، 1376)
3- ارضای نیاز؛ حسّ پرستش از دیرباز در وجود بشر بوده است و جزو نیازهای اصیل وی به شمار میآید. این نیاز در انسان هست که عاشقانه موجودی را دوست بدارد و او را تقدیس کند.
اساساً این حس در وجود همه انسانها هست. گرچه ممکن است توجّه بیش از حد به امور مادّی و روزمرّگیها، از بروز این احساس نیاز به خالق هستی جلوگیری کند، ولی آن موجود مقدّس در مواقع اضطرار که انسان یاوری برای خود نمییابد، خود را بر وی نشان میدهد. قرآن در این باره چنین میفرماید:
«هنگامی که سوار کشتی شوند، خدا را با اخلاص میخوانند، ولی هنگامی که خدا آنها را به خشکی رسانید و نجات داد، باز مشرک میشوند.»[15]
در اینجا، کشتی نماد بریده شدن دست انسان از علل و اسباب مادی است. در چنین هنگامههایی، فطرت خداجوی انسان شکوفا میشود و دست نیاز به سوی خدا بالا میبرد، ولی متأسّفانه با برطرف شدن مشکل، دوباره به حالت ناسپاسی برمیگردد و شرک را از سر میگیرد.
عبادات بهترين حالت براي ارضاي اين حس ميباشند. آنها افعال ديني هستند كه موجب ميشوند شخص به سمت نياز خود حركت كند و در صدد ارضاي اين حس برآيد. اديان ساختگي و عرفانهاي كاذب سعي كردهاند براي تمامي آثار مثبت رفتار ديني اصيل، يك بدل از خودشان بسازند؛ امّا در خصوص بدلسازي براي ارضاي حسّ پرستش ناكام هستند. مثلاً مكاتب شرقي مانند بودا و برهما، سعي كردهاند براي به آرامش رسيدن افراد اعمال و رفتارهاي خاصّي را تجويز كنند. يا آيينهاي ديگر حتّي شيطانپرستان همگي در صدد اين هستند كه تابعين خود را به آرامش برسانند ولو اينكه از موادّ مخدّر يا روانگردان يا موسيقيهاي سنگين و بسيار مهيّج استفاده كنند. امّا در خصوص ارضاي حسّ پرستش شايد نتوان موردي بدلي براي آن يافت. زيرا اين مورد است كه مستقيماً با فطرت پاك انساني در ارتباط است و بالاخره با وجود تمامي اسباب انحرافي باز از خواب غفلت بيدار شده و به دنبال ارضاي خود ميگردد.
4- تقویت اراده؛ از جمله جنبههای تأثیرگذار عبادت بر سلامت روانی، آن است که عبادتها، حسّ خویشتنداری را در انسان تقویت میکنند. هرچند ارضای نیازهای مادّی در حدّ متعارف و عادی خود میتواند در بهداشت روانی فرد تأثیرگذار باشد، ولی ارضای بیدرنگ آنها، منزلت او را در حدّ یک حیوان پایین میآورد و به تدریج سلامت روانی وی را به خطر میاندازد. یکی از کارکردهای عبادت، تقویت اراده در انسان است. عبادتی مانند روزه، چنین هدفی را تأمین میکند؛ زیرا فردی که هرگاه اراده میکرد میخورد و میآشامید، مکلف میشود در روز از این کارها بپرهیزد و ارضای نیازش را تا شب به تأخیر اندازد. برای انجام دادن اعمال حج نیز چنین خویشتنداریای لازم است. حجگذار باید از مجادله با دیگران، به زبان آوردن واژههای زشت و حتّی کارهایی که در غیر زمان حج ممنوع نیست، احتراز کند. در واقع، هم ترک گناه و هم تأخیر ارضای خواهشهای نفسانی مشروع را تمرین کند.
5- به دست آوردن فضیلتهای اخلاقی؛ کسیکه همواره با خداوند در ارتباط است و اسماء و صفات مختلف او را به زبان میآورد و با آنها انس میگیرد، به طبع این اوصاف در دل و جان او نفوذ میکند و در نتیجه، به چنان اسمایی آراسته میگردد. آیا میتوان تصوّر کرد فردی خدا را با اوصافی مانند بخشنده، مهربان، خطاپوش، آمرزنده و صدها صفت شایسته یاد کند، ولی این تلقینها هیچ اثری در خود وی نداشته باشد؟ خود ذكر و يادكردن خداوند متعال از رفتارهاي ديني ميباشد كه در اين خصوص بسيار مؤثّر است.
6- حمایت اجتماعی؛ هرچند عبادت، رابطهي فرد با پروردگار خویش است و اساساً عملی فردی به شمار میآید، ولی آموزههای دینی تأکید دارند که حتّی این عمل فردی نیز در میان جمع انجام بگیرد. سفارش فراوان به نماز جماعت و حضور در مسجد، وجوب نماز جمعه، انجام دادن مراسم اعتکاف در مسجد جامع شهر و مراسم باشکوه حج و... نشان چنین هدفی در دین است.این موضوع میتواند برای بهداشت روانی افراد تأثیرگذار باشد. امروزه در بهداشت روانی بر مسئله «حمایت اجتماعی»، بهویژه در مورد سالمندان، بسیار تأکید میشود. تنهایی و برخوردار نبودن از کمک دیگران، بهویژه در مواقع بحرانی مانند بیماری، از دست دادن عزیزان و در دوران پیری، فرد را در معرض ابتلا به اختلالهای روانی قرار میدهد. آموزههای دینی حتّی در فردیترین رابطه میان خالق و مخلوق نیز، انجام دادن جمعی آن را مد نظر قرار میدهد تا مؤمنان ضمن انجام دادن عبادت جمعی، به حل مشکلات فردی و اجتماعی همدیگر همت بگمارند.
7- پاکسازی درون؛ یکی دیگر از جنبههای تأثیر عبادت بر سلامت روانی، نقش آن در پرورش روح و پاکسازی درون از ناهنجاریهای اخلاقی است. ناهنجاریهای اخلاقی، نقش انکارناپذیری در اختلالهای روانی انسان ایفا میکنند. عبادت، در پالایش روان فرد از بیماریهای اخلاقی مانند خودخواهی، غرور و بخل تأثیرگذار است. قرآن کریم درباره تشریع روزه میفرماید:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، روزه، همان گونه که بر پیشینیانتان واجب شده بود، بر شما نیز نوشته شد تا پرهیزکار شوید.»[16]
دربارهي نماز، این هدف با این تعبیر آمده است:
«نماز را به پا دار؛ زیرا نماز تو را از اعمال زشت و ناپسند بازمیدارد.»[17]
8- روزه و صفاي دل و تيزفهمي؛ از پرخوري و سيري حالتي مستيگونه به انسان دست ميدهد كه در اثر آن، فهم سنگين و كند ميشود و سرعت انتقال و زودفهمي از دست ميرود. در مقابل، گرسنگي ذهن را تيز ميكند و به ضمير انسان قدرت ميدهد و دل را براي پذيرش معرفت آماده ميسازد.
9- روزه و فروتني؛ از ديگر آثار كمخوري، تواضع و رهايي از خودبزرگبيني است.
10- فروكشكردن شهوات با روزه؛ از آثار ديگر كمخوري، پايين آمدن و فروكش كردن شدّت شهوات و ديگر انگيزههايي است كه آدمي را به گناه ميافكند. (سالاريفر و ديگران، 1389)
رفتار ديني يا اعتقاد ديني؛ نقد و نظر
در مورد بررسي آثار رفتارهاي ديني بر بهداشت رواني مقالات ديگري نيز موجود ميباشند كه به بررسي اين آثار پرداختهاند. امّا آنچه كه از همه بيشتر ذهن نگارنده را به خود مشغول كرده است شيوهاي ميباشد كه آنها در اين خصوص بهكار گرفتهاند. همين باعث گرديد تا در اين خصوص سؤالات متعدّدي ذهن نگارنده را به خود مشغول سازند كه آيا چنين شيوهاي براي بررسي اين مسأله صحيح است يا نه؟ و به صورت ريشهايتر مشكل اين است كه آيا طرح چنين موضوعي براي تحقيق صحيح ميباشد؟ آيا ميتوان رفتارهاي ديني را در نظر گرفت بدون اينكه اصل مباني اعتقادي آن دين مدّنظر باشد. با بررسي بيشتر به دو نكتهي زير منتهي ميشويم:
1- افرادي كه پيش از اين به ارائهي چنين تحقيقي برخاستهاند؛ ناخواسته و بدون توجّه، از حيطهي رفتارهاي ديني وارد اعتقادات ديني شدهاند. اين بدين معناست كه نتوانستهاند به موضوع مورد نظر تحقيق پايبند بمانند و حدّ و مرزهاي آنرا رعايت نكردهاند.
2- نوع ديگري از اشكال نيز به ذهن ميرسد. تحقيقات پيشين با سؤالات فراواني از سوي نگارنده مواجه ميگردند كه پاسخ آنها تنها با تن دادن به مباني اعتقادي دين ممكن خواهد بود. در اين صورت نيز ناچار بايد به حيطهي اعتقادات ديني وارد شد و در صورتيكه نخواهيم به اين حيطه وارد شويم تحقيق به گونهاي بيارزش و بيثمر خواهد گرديد كه توضيح بيشتر آن در آينده خواهد آمد.
در اين قسمت مثالهايي از هر دو مورد ارائه ميگردد:
در مقالهاي با عنوان نقش رفتارهای دینی در بهداشت روانی، آقاي موسوياصل (1387، ص 99) مطالب زير را به عنوان اوّلين تأثير عبادت بر سلامت روان آورده است:
1- آرامش روانی؛ ویژگی مشترک همه عبادتها آن است که هر کدام به گونهای یاد خدا را در دل انسان زنده میکند و اساسا یکی از دلایل تشریع عبادتها نیز همین موضوع است. برای مثال، خداوند پس از اشاره به فلسفه بازداری از کارهای زشت و ناپسند، درباره نماز میفرماید: «و لذکر اللّه اکبر؛ یاد خدا بالاتر است». (عنکبوت45)
یعنی یاد خدا به عنوان یکی از دلایل تشریع نماز، از فلسفه بازداری از فحشا و منکر مهمتر است؛ زیرا عامل اصلی نهی از فحشا و منکر نیز همین یاد خداست. وقتی خداوند حضرت موسی علیهالسلام را به نبوت برانگیخت، به او فرمان داد که تنها او را بپرستد و به یاد او نماز را به پا دارد:
إِنَّنِی أَنَا اللّهُ لا إِلهَ إِلاّ أَنَا فَاعْبُدْنِی وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْرِی. (طه: 14)
منم، خدایی که جز من خدایی نیست، پس مرا پرستش کن و به یاد من نماز برپا دار.
یا در مورد حج میفرماید:
وَ اذْکُرُوا اللّهَ فِی أَیّامٍ مَعْدُوداتٍ. (بقره: 203)
خداوند را در روزهای معینی (روزهای یازدهم، دوازدهم و سیزدهم ذیحجه) در ایام حجیاد کنید.
در تعبيرات بالا همانگونه كه ملاحظه ميشود مؤلّف محترم بدون توجّه، از حيطهي رفتار ديني به حيطهي اعتقادات پاي گذاشته است. سؤال اساسي اين است كه آيا انجام دادن رفتاري به نام عبادت موجب آرامش رواني ميگردد يا اينكه ياد خداوند متعال است كه آرامش رواني را در فرد ايجاد ميكند؟ اگر ياد خداوند مورد نظر مؤلّف محترم بوده است پس اين مطلب چه ربطي به رفتارهاي ديني دارد؟ زيرا قبل از اينكه بحث از اين شود كه ياد خداوند فعل هست يا نه، بايد بحث از اين شود كه آيا خداوند چه خصوصيّاتي دارد كه ياد او موجب آرام دلها ميگردد؟ و اين مطلب به معناي قدم نهادن در عرصهي اعتقادات ميباشد.
ايشان در صفحهي 101 از همان مقاله و در بيان دومين اثر عبادت بر بهداشت روان اينگونه به ارائهي اثر مورد نظر ميپردازد:
2- بالا بردن ظرفیت روانی؛ عبادت با توجه دادن فرد به عوالم بالاتر و پرواز دادن او از دنیای مادی، افق دید وی را گسترش میدهد. انسان پرستشگر با عالمی بسیار فراتر از عالم ماده مرتبط میشود. در نتیجه، بسیاری از نگرانیهای دیگران را ندارد و اصولاً آنها را مشکل نمیداند. به عبارت دیگر، ارتباط با خدا، ظرفیت روانی انسان را برای تحمل مشکلات بالا میبرد. به همین دلیل، انسان دیندار در مراحل بالاتر ایمان، نه از چیزی در هراس است و نه از ناگواریها افسرده میشود. قرآن در این باره میگوید:
أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ(یونس: 62)
بدانید که دوستان خدا نه ترسی دارند و نه غمگین میشوند.
اولیا و دوستان راستین خدا، به خاطر آشنایی با خدا که وجود بیانتها و قدرت بیپایان و کمال مطلق است، ماسوای خدا در نظرشان کوچک و کمارزش و ناپایدار و بیمقدار است. کسی که با اقیانوس آشنا است، قطره در نظرش ارزشی ندارد و کسی که خورشیدرا میبیند، به یک شمع بیفروغ، بیاعتنا است.
اين مطلب كه اولياي خداوند هيچ ترس و غمي ندارند، به خاطر آشنايي آنها با خداوند ميباشد يا به دليل صِرف انجام رفتار ديني است كه چنين حالتي در آنها رخ مي دهد؟ در سطر بعدي ميتوان بهوضوح گرفتار شدن ايشان در حيطهي اعتقادات ديني- بدون اينكه توجّهي به آن داشته باشند- را با كلام خودشان مشاهده كرد؛ آنجا كه گفتند: «اولیا و دوستان راستین خدا، به خاطر آشنایی با خدا که وجود بیانتها و قدرت بیپایان و کمال مطلق است، ماسوای خدا در نظرشان کوچک و کمارزش و ناپایدار و بیمقدار است.» آيا آشنايي با خداوند رفتاري ديني است يا اعتقادي قلبي؟ آيا دانستن اين مطلب كه خداوند متعال وجودي بيانتها و قدرتي بدون پايان دارد، در حيطهي رفتارهاي ديني بررسي ميگردد يا در حيطهي اعتقادات؟ واضح است كه اين موارد همگي ريشه در مباحث اعتقادي دارند نه اينكه صِرفاً رفتاري ديني باشند.
و يا آنجا كه يكي از آثار رفتارهاي ديني بر بهداشت رواني را بهدست آوردن فضيلتهاي اخلاقي ذكر كرده است، در توضيح مطلب اين جمله را ذكر كرده است:
کسیکه همواره با خداوند در ارتباط است و اسماء و صفات مختلف او را به زبان میآورد ... در نتیجه، به چنان اسمایی آراسته میگردد. (همان)
باز مشخص است كه بحث از خداوند كه متعلّق عبادت و اذكار است به ميان آمده است نه صرف رفتار ديني.
همچنين در خصوص اثر پاكسازي درون، اين سؤال مطرح است كه آيا صرف انجام يك رفتار ديني يا عبادي منجر به پاكسازي درون ميشود؟! آيا رفع ناهنجاريهاي اخلاقي با انجام رفتار عبادي حاصل ميشود يا با توجه به مفاهيم بلندمرتبهي وراء آن است كه چنين نتيجهاي حاصل ميگردد؟
امّا در اين بخش از نوشتار نوبت اين است كه به مطالبي در خصوص مورد دوم از اشكالاتي كه بر برخي محقّقين در اين زمينه وارد ميشود هم پرداخته شود. در اين خصوص گفته شد كه برخي از افراد براي اينكه وارد حيطهي مباحث اعتقادي دين نشوند و در نتيجه مبتلا به چنين ايراداتي نگردند، به مواردي روي آوردهاند كه با سؤالات متعدّدي مواجه مي باشد. در اين مقال به ذكر برخي از سؤالات اشاره ميگردد:
- آيا امكان دارد كه كسي رفتارهاي غيرديني منظّمي (مثل ورزش و پرهيز غذايي منظّم) داشته باشد و سلامت رواني پيدا كند؟
- آيا موضوع اين تحقيق به گونهاي كه بيان شده است صحيح است؟ يعني اينكه: آيا ميتوان رفتار ديني را به صورت خالص و بدون در نظر گرفتن زمينهي اعتقادي و اصول دين بررسي كرد؟
- آيا كسيكه به صورت مرتّب نماز ميخواند امّا براي ريا و جلب نظر ديگران، ميتواند با نمازش بهداشت رواني داشته باشد؟
- آيا اين رفتار ديني است كه باعث سلامت روان ميگردد يا اينكه رضايت و آرامش تحصيلشده از قِبل عقيدهاي كه وراي آن وجود دارد موجب سلامت روان است؟
- در صورت اوّل فرق كسيكه رفتار ديني ميكند با يك ورزشكار يا فردي كه هر روز داراي برنامهي منظّم پرهيز غذايي است، چيست؟
- آيا بدون دين هم ميتوان سلامت روان را كسب كرد؟
- در صورت اثبات چنين ادّعايي اين سؤال پيش ميآيد كه: هنر دين در ايجاد بهداشت رواني در افعالش چيست؟ وقتيكه فردي ميتواند با انجام يكسري رفتارهاي خاصّ و گوناگون به بهداشت رواني دست يابد، بر فرض هم كه رفتارهاي ديني باعث افزايش بهداشت روان گردند، پس ديگر چه حاجتي به مطالعهي اثر رفتارهاي ديني در بهداشت روان ميباشد؟ و در واقع چنين تحقيقي بدون ثمرهي عملي خواهد بود. نگارنده با اين ايراد قصد ندارد كه بگويد بهدست آمدن بهداشت رواني صرفاً از طريق رفتار ديني ايجاد ميشود ولاغير؛ بلكه هدف از طرح چنين اشكالي اين است كه بگوييم چنين تحقيقي چه سودي خواهد داشت؟ زيرا در اين صورت كسيكه با پرهيز غذايي منظّم سلامت جسم و در پي آن سلامت روان خود را تأمين ميكند، ديگر چه نيازي خواهد بود كه بياييم و اثر روزه گرفتن را كه يك رفتار ديني است بر سلامت روان بسنجيم؟! براي اينكه مطلب روشن شود به مثال زير توجّه نماييد:
در ضمن مقالهاي يكي از آثار رفتارهاي ديني تقويت اراده ذكر شده است:
«تقويت اراده؛ از جمله جنبههای تأثیرگذار عبادت بر سلامت روانی، آن است که عبادتها، حسّ خویشتنداری را در انسان تقویت میکنند.» (موسوياصل، 1387، ص 107)
اين مطلب صحيح است كه رفتارهاي ديني هرچند بدون در نظر گرفتن جنبهي اعتقادي دين، موجب تقويت اراده ميشوند. امّا مطمئنّاً رفتارهاي غيرديني بسيار زياد ديگري نيز وجود دارند كه باعث تقويت اراده ميشوند. پس رفتار ديني از اين لحاظ سود يا ويژگي خاصّي ندارد و نميتوان از آن جهت كه ديني هستند به آنها نگريست و تحقيق حول اين خصوصيّت بيثمر خواهد بود و اين نميتواند به عنوان وجه امتيازي براي رفتار ديني به شمار آيد. همين صحبتها براي فايدهي حمايت اجتماعي، روزه و صفاي دل و تيزفهمي، روزه و فروتني و فروكشكردن شهوات با روزه، نيز جاري است.
نتيجهگيري
چنين تحقيقي فقط در صورتي فايده خواهد داشت كه اثر مثبت رفتار ديني بر بهداشت رواني را ضميمهي اعتقاد به آن دين نماييم. امّا مشكل اين است كه در اين صورت نيز باز به دام اوّل ميافتيم. يعني باز هم نتوانستهايم به موضوع تحقيق پايبند بوده و دوباره به حيطهي اعتقادات ديني كشيده شدهايم.
پيشنهاد
به اين مطلب از جهتي ديگر نيز ميتوان نگاه كرد. شايد مقصود طرّاح چنين موضوعي اين بوده است كه دين با توجّه به آگاهي كاملش از شرايط انسان و نحوهي رشد و كمال او، رفتارهايي را طرّاحي كرده است كه اين رفتارها بهترين وجوه براي انسان و بهداشت و سلامت روان او ميباشند؛ و ما در اين تحقيق ميبايست با بررسيهاي ميداني، ميزان همبستگي بين اين رفتارها و بهداشت روان را اصطياد و كشف كنيم. به عبارت ديگر، در اصل اين مطلب كه دين باعث سلامت روان است شكّي نيست (امري تعبّدي- عقلاني)، امّا وظيفهي ما اين است كه در اين تحقيق به همبستگي موجود بين رفتار ديني و بهداشت رواني دست پيدا كنيم.
تحقيق را ميتوانيم اينگونه پيش ببريم: مثلاً بررسي كنيم كه ورزش و بهداشت روان چه رابطهاي با هم دارند؟ يا اينكه رژيم غذايي با بهداشت روان چه رابطهاي دارد؟ يا اينكه اعتماد به ديگران با بهداشت روان چه رابطهاي دارد؟ سپس با افزودن اين كبراي كلّي-دين مبين اسلام بهترين راه را براي زندگي انسان ارائه كرده است- به اين نتيجه برسيم كه نمازخواندن و سحرخيزي، روزه، ذكر و دعا و توكّل، رفتارهاي ديني هستند كه بهداشت روان را به بهترين نحو افزايش ميدهند و سازگاري بالايي با روان انسان دارند. و بهترين شيوهي آنرا دين اسلام معرّفي كرده است. مثلاٌ واجب بودن سالانهي روزهي واجب و توصيههاي اكيد به گرفتن روزههاي مستحبّي در طول سال، روزي پنج وعده نماز واجب و سپس توصيه به نمازهاي مستحبّي و حج، سپس توكل و دعاها و زيارت وارده در ايّام گوناگون، همگي به نحوي عالي و با ضمانت خداوند متعال، بهداشت و رواني را تضمين ميكنند.
امّا در صورتيكه سير تحقيق را از مبدأ اعتقادي به خداوند و صفات او و سپس مقصد اين جهان و عدل و ميزان اخروي پيگيري كنيم، نتيجهي بهتري در خصوص تأثير رفتارهاي ديني بر بهداشت روان پيدا خواهيم كرد كه به صورت مختصر ضمن موارد زير به آن اشاره خواهد شد.
تحقیقات حجیم و مستقلی که نشان ميدهند پایبندی دینی برای سلامت عمومی و بهویژه برای سلامت روانی مفید است، سبب شدند تا در انجمن روانپزشکی آمریکا[18] از سرکوب دین در مسائل روانپزشکی انتقاد و بر همبستگی مثبت بین گرایش دینی و سلامت روانی تأکید گردد.(مرعشي، 1383)
بهترين شيوه براي فهميدن اثر رفتار ديني بر بهداشت رواني، بررسي اثر اعتقاد ديني بر بهداشت رواني و پشتوانهي بسيار قوي الهي آن ميباشد. متن زير از صبوريمقدّم (1381، ص 76) به خوبي اين حالت را توصيف كرده است:
«در تعريف آمده است که دین در معنای وسیعش سمتگیری و سلوک کلّی زندگی است در برابر آنچه که غایتالقصوی و سزاوار کمال دلبستگی و سرسپردن دانسته میشود. دین ناظر به یک پدیدهي چندوجهی است که در میان مخاطبانش، سنّتها و مقبولات معیّنی را مستقر میسازد، و به هیأت مجموعهای از نهادها و مناسک و معتقدات درمیآید. پژوهشهای زیادی در خصوص تأثیر دین و اعتقاد به ادیان بر روی بهداشت روانی صورت گرفته است.
بطور خاص این تأثیرات را میتوان در موارد زیر جمعبندی نمود:
الف) دین و جهانبینیهای توحیدی ساختارهای ذهنی شخصی افراد را وسعت بخشیده و قابلیّت و ظرفیّت و تفسیر و تحلیل شناختی را بهبود میبخشند، و بدین ترتیب توانایی کلنگری اشخاص افزایش مییابد. این شناختها باعث میشود انسان جهان هستی را مجموعهای بیارتباط، تصادفی، بینظم و بدون علّت نداند، بلکه جهان را پدیدهای نظاممند، پیچیده و دارای قانون دیده، که حتّی در پس پدیدههای به ظاهر ناخوشایند و متناقض نیز نوعی اراده، تدبیر و معنا نهفته باشد، بدین ترتیب در انسان معتقد به دین احساس آشفتگی، عدم کنترل، رهاشدگی رخ نمیدهد. در حقیقت از این دیدگاه دین یک سپر فرهنگی در برابر اضطراب محسوب خواهد شد.
ب) به دلیل ظرفیّت انسان برای خودآگاهی، افراد به ناچار با این حقیقت که آنها روزی خواهند مُرد روبرو میشوند، و این احساس فناپذیری و عدم کمال میتواند علّت زیربنایی ترسهای وجودی، و احساسات پوچگرایانه شود. دین با وعده دادن جاودانگی در دنیای دیگر میتواند با این احساسات مبارزه کرده و به زندگی معنی ببخشد. و در ذهن مخاطبانش، برای این جهان ثبات و دوام فراهم میکند، ایجاد امید مینماید، و ترس از فناپذیری را از بین میبرد.
پ) دین و جهانبینیهای فرهنگی با تدارک زمینهای که در آن زمینه فرد خودش را با ارزش و باشکوه تصور میکند، عزّت نفسنسبتاً پایداری را ایجاد مینمایند. از این منظر عزّت نفس به وسیلهي درونی کردن مفهوم واقعیّت و معیارهای ارزشی، که بخشی از این مفهوم [عزّت نفس] هستند، حاصل میشود و بدین ترتیب فرد با این معیارها انطباق پیدا میکند. امری که توسط دین فراهم میگردد.
ت) در ادیان توحیدی، اعتقاد به مصلحت الهی سبب میشود که شخص در برابر واقعیّات این زندگی و وقایع غیرقابلکنترلی چون بیماری، بلایای طبیعی، از دست دادن عزیزان، بسیاری از عوامل فشارزای بیرونی بهسادگی دچار آشفتگی روانی نگشته و انسجام شخصیّتی و بهداشت روانی خود را حفظ نماید.»
هم ايشان در صفحهي 73 از قول انسانگرايان مطالبي را نقل ميكند كه هر چند به زبان علمي به آنها اشاره شده است امّا روح حاكم بر آن مسائلي است كه تنها در يك اعتقاد صحيح و محكم ديني يافت ميشود:
«این دسته از روانشناسان [انسانگرايان] بروز احساسات ناخوشایندی چون اضطراب، افسردگی، ترسها و ... را حاصل تفکّرات منفی میدانند، و سلامت روان را در پرتو تفکّر منطقی، تفسیرهای مثبت و طرحوارههايي[19]که قابلیّت تفسیر این جهان هستی را به شکل مناسب و کلی دارا هستند در نظر میگیرند.»
موارد زير را نيز ميتوان بهعنوان آثاري كه دينداري و اعتقاد صحيح بر روان انسان دارد، نام برد:
الف) مؤمنان، دائم خود را زیر چتر حمایت خدا و در سایهي عنایت او میبینند؛ زیرا جز خدا ولی[20] و حامی دیگر نمیشناسند و تنها خدا را سرپرست و مولای خود میدانند: «به خدا تمسّک جویید که او مولا و سرپرست شماست.چه مولای خوب و چه یاور شایستهای است».[21]
ب) مؤمنان، خود را در هر کار و در هر حالتی نیازمند به خدا میبینند و او را قادر و بینیاز مطلق میدانند: «ای مردم! شما (همگی) نیازمند به خدایید. تنها خداوند است که بینیاز و شایستهي هرگونه حمد و ستایش است».[22]
ج) مؤمنان تنها از خدا میترسند و از غیر خدا ترسی ندارند و از احدی واهمه ندارند:«تنها از او میترسند و از هیچ کس بیم ندارند و همین بس که خدا حسابگر [و پاداش دهنده اعمال آنها] است».[23]
د) مؤمنان بر اثر نوری که دارند دارای تشخیص صحیح هستند و حق را از باطل و راه را از چاه تشخیص میدهند. بین آنها و دیگران که در ظلمت به سر میبرند فرقی آشکار است و آنها به خاطر درک صحیح خود بر اثر روشن بودن همهي راهها برای آنها هیچگاه اضطراب و دلهره ندارند: «آیا کسیکه مرده بود، سپس او را زنده کردیم و نوری برایش قرار دادیم که با آن در میان مردم راه برود، همانند کسی است که در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد؟!»[24]
هـ) مؤمنان نه برای چیزی که از دست دادند افسوس میخورند و نه به متاع دنیا که گیرشان میآید خوشحالند، و نه نگران آینده هستند. این سه حالت برای دیگران دائم باعث اضطراب، دلهره و وحشت است:«این به خاطر آن است که برای آنچه از دست دادهاید تأسّف نخورید و به آنچه به شما داده است، دلبسته و شادمان نباشید، و خداوند هیچ متکبّر فخرفروشی را دوست ندارد»[25]
و) ایمان مؤمنان به خاطر نزول سکینه و آرامش بر دلهای آنها دائم رو به افزایش است. هرگونه شکّ و تردید و وحشت از آنها زایل میگردد؛ لذا در طوفان حوادث ثابت قدم میمانند: «او کسی است که سکینه و آرامش را در دلهای مؤمنان نازل کرده تا ایمانی بر ایمانشان افزوده گردد...»[26](طاهري، 1384)
و يا در مقالهاي ديگر اينگونه به اثرگذاري متعلَّق رفتار ديني بر بهداشت روان اشاره شده است:
اعتقادات مذهبی باعث افزایش سلامت روان افراد شده و رابطهي مستقیمی بین مذهب و قدرت انطباق با محیط میباشد.در پژوهشيكه بر روی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی اصفهان انجام شده نتایج نشان داد که بین توکّل به خدا با افسردگی و پارانویا[27] رابطهي منفی و معنيدار وجود دارد.و بین احساس آرامش با بهداشت روان رابطهي مثبت و معنیدار وجود دارد یعنی هرچه احساس آرامش بهعنوان یکی از ابعاد مذهبی توکّل در فرد بیشتر باشد سلامت روانی فرد نیز افزایش مییابد و ابعاد افسردگی و شکایات جسمانی در فرد کاهش مییابد. (صدري و ديگران، 1384، ص 90)
در پايان و به منظور يك جمعبندي كلّي اينگونه ميگوييم كه بررسي تأثير رفتارهاي ديني بر بهداشت رواني، بدون در نظر گرفتن متعلَّق رفتار، كاري بيثمر خواهد بود و تنها ميتوان در اين صورت به يك تحقيق همبستگي پرداخت و نتيجهي آنرا ضميمهي اين كبراي كلّي نمود: شيوهاي كه خداوند متعال براي به دست آوردن بهداشت رواني تجويز نموده است بهترين شيوه براي انسان ميباشد.
منابع
كتابها:
1- قرآن مجيد.
2- بشيري، ابوالقاسم؛ محمّد احمدي. (1377). مجموعه مقالات اوّلین همایش نقش دین در بهداشت روان. دفتر نشر نويد اسلام: قم.
3- سالاريفر، محمّدرضا؛ محمّدصادق شجاعی؛ سیّدمهدی موسویاصل؛ محمّد دولتخواه. (1389). بهداشت رواني با نگرش به منابع اسلامي. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه: قم.
4- گنجي، حمزه. (1376). بهداشت روانی. نشر ارسباران: تهران.
5- ميلانيفر، بهروز. (1374). بهداشت رواني. نشر قومس: تهران.
مقالهها:
1- صبوريمقدّم، حسن. (1381). بهداشت رواني و دين. مجلّهي علّامه. شمارهي 3.
2- صدری، محمّد رضا؛ باقر غباری؛ محمّدباقر کجباف. (1384).نقش دین (توکّل به خدا) در بهداشت روانی. مجلّهي تازههاي رواندرماني. شمارههاي 37 و 38.
3- طاهري، حبيبالله.(1384). نقش دين در بهداشت روان. مجلّهي پژوهشهاي ديني. شمارهي 3.
4- مرعشی، سیّد علی.(1383). سیر تحوّلات رابطهي دین و بهداشت روانی. مجلّهي نقد و نظر. شمارهي 35 و 36.
5- موسوی اصل، سید مهدی. (1387). نقش رفتارهای دینی در بهداشت روانی (1). مجلّهي روانشناسی در تعامل با دين.شمارهي 1.
سايت:
- www.noormags.com
[1]. Mental Health
[2]. óOÏ%r'sùy7ygô_urÈûïÏe$#Ï9$ZÿÏZym4|NtôÜÏù«!$#ÓÉL©9$#tsÜsù}¨$¨Z9$#$pkön=tæ4w@Ïö7s?È,ù=yÜÏ9«!$#4Ï9ºsÚúïÏe$!$#ÞOÍhs)ø9$# ÆÅ3»s9urusYò2r&Ĩ$¨Z9$#wtbqßJn=ôèt؛ (روم: 30)
[3]. normality
[4]. abnormality
[5]. Maslow
[6]. Rogers
[7]. Self-actualization
[8]. Victor Frankl
[9] . allport
[10]. holistic
[11]. اكثر موارد ذكر شده برگرفته از مقالهي آقاي موسوياصل در مجلّهي روانشناسي در تعامل با دين ميباشد.
[12].ãø.Ï%s!ur«!$#çt9ò2r&(عنکبوت، 45)
[13].twr&Ìò2ÉÎ/«!$#ûÈõyJôÜs?Ü>qè=à)ø9$#(رعد، 28)
[14].Iwr&cÎ)uä!$uÏ9÷rr&«!$#wêöqyzóOÎgøn=tæwuröNèdcqçRtøts(یونس، 62)
[15].#sÎ*sù(#qç7Å2uÎûÅ7ù=àÿø9$#(#âqtãy©!$#tûüÅÁÎ=øèCçms9tûïÏe$!$#$£Jn=sùöNßg9¯gwUn<Î)Îhy9ø9$##sÎ)öNèdtbqä.Îô³ç(عنکبوت، 65)
[16]. $ygr'¯»ttûïÏ%©!$#(#qãZtB#uä|=ÏGä.ãNà6øn=tæãP$uÅ_Á9$#$yJx.|=ÏGä.n?tãúïÏ%©!$#`ÏBöNà6Î=ö7s%öNä3ª=yès9tbqà)Gs?(بقره، 183)
[17]. cÎ)no4qn=¢Á9$#4sS÷Zs?ÇÆtãÏä!$t±ósxÿø9$#Ìs3ZßJø9$#ur(عنکبوت، 45)
[18]. American Psychology Association (A.P.A)
[19]. schema
[20].!$#urÍ
[21].#qßJÅÁtGôã$#ur«!$$Î/uqèdóOä39s9öqtB(zN÷èÏYsù4n<öqyJø9$#zO÷èÏRurçÅÁ¨Z9$#(حج، 78)
[22]. $pkr'¯»tâ¨$¨Z9$#ÞOçFRr&âä!#ts)àÿø9$#n<Î)«!$#(ª!$#uruqèdÓÍ_tóø9$#ßÏJysø9$#(فاطر، 15)
[23]. ¼çmtRöqt±øsuwurtböqt±øs#´tnr&wÎ)©!$#34s"x.ur«!$$Î/$Y7Å¡ym(احزاب، 39)
[24]. `tBurr&tb%x.$\GøtBçm»oY÷uômr'sù$oYù=yèy_ur¼çms9#YqçRÓÅ´ôJt¾ÏmÎ/ÎûĨ$¨Y9$#`yJx.¼ã&é#sW¨BÎûÏM»yJè=à9$#}•øs98lÍ$s¿2$pk÷]ÏiB(انعام، 122)
[25]. xøs3Ïj9(#öqyù's?4n?tã$tBöNä3s?$sùwur(#qãmtøÿs?!$yJÎ/öNà69s?#uä3ª!$#urw=Ïtä¨@ä.5A$tFøèCAqãsù(حديد، 23)
[26]. uqèdüÏ%©!$#tAtRr&spoYÅ3¡¡9$#ÎûÉ>qè=è%tûüÏZÏB÷sßJø9$#(#ÿrß#y÷zÏ9$YZ»yJÎ)yì¨BöNÍkÈ]»yJÎ)(فتح، 4)
[27]. paranoia