ارزیابی دیدگاه پیاژه

محمّد شمس کارشناسی 86

1-  از نكاتي كه در نظريّه‌ي پياژه مورد نقد قرار گرفته است، روش تحقيق وي بود كه بيشتر از سوي روانشناساني كه روش مطالعه‌ي تجربي را پيشنهاد مي كردند، صورت گرفت. به عنوان مثال تغيير پرسش ها در ضمن مصاحبه كه به منظور بهتر پي بردن به انديشه‌ي كودك صورت مي گرفت، به نظر بسياري از روانشناسان ناقض قوانين استاندارد شده‌ي مصاحبه است. همچنين در مورد اينكه كودكان مورد آزمايش پياژه نمونه‌ي همسالان خود بوده اند، ترديد شده است.

2-  بعضي از محقّقان اظهار داشته اند كه ممكن است بسياري از كودكان، در سنين مختلف، از رشد شناختي به مقداري بسيار بيشتر از آنچه پياژه اشاره مي كند، برخوردار باشند و با آموزش هاي صحيح و يا قرار گرفتن در موقعيّت مناسب بتوانند تكاليف شناختي اي بسيار دشوارتر از آنچه پياژه مي گويد، انجام دهند. يافته هاي كنوني درباره‌ي قابليّت شرطي شدن و توانايي ادراكي، اشاره به اين مطلب دارند كه ممكن است آگاهي كودك بيش از آن باشد كه پياژه اظهار داشته است. همچنین ارتباط کلّی بین رشد حرکتی و رشد شناختی که پیاژه نتیجه گیری های خود را بر آنها استوار ساخته است، مورد تردید قرار گرفته و احتمال می رود مهارت های حرکتی کودکان نتواند سطح شناختی آنان را به طور کامل نشان دهد گذشته از اینکه محقّقان پیشنهاد کرده اند که پدیدار شدن برخی از رفتارهایی که به گمان پیاژه فقط در نتیجه‌ی تمرین و تجربه‌ی زیاد روی می دهد، همچون هماهنگی رفتار دیداری و حرکتی در گرفتن اشیاء، ممکن است رفتاری بر پایه‌ی انگیزه های درونی باشد و بنابراین نمی تواند دلیلی بر رشد شناختی قرار گیرد. همچنین گفته شده است که پیاژه توانایی های شناختی را در دوره‌ی پیش عملیّاتی و دوره‌ی عملیّات ناچیز شمرده و بیشتر به ضعف های شناختی این دوره پرداخته است، درحالیکه احتمالاً ویژگی های مثبت بیشتری وجود دارند که زمینه را برای درک و شناخت بهتر در دوره های بعدی آماده می کنند.

3-  از نکات قابل تأمّل دیگر در تئوری پیاژه، تحوّل کیفی شناخت است. بخصوص از راه ویژه ای که وی برای تبیین آن انتخاب کرده است و از طریق تعاملِ کودک با محرّک های خارجی و فرایندهای درونی سازی و برون سازی، دوره هایی از نظر کیفی متمایز را پیشنهاد می کند. به نظر می رسد تحوّل کیفی شناخت از دیدگاه پیاژه مستلزم نوعی نسبیّت است که نیروهای شناختی انسان را در شناخت واقعیّت ها، بیش از حدّ ناتوان جلوه می دهد. بهتر است در بیان چگونگی تحوّل شناخت کودک از واژه های شدّت و ضعف استفاده شود.

4-  نحوه‌ی ظهور و توالی مراحل پیشنهادی پیاژه برای تحوّلات کیفی شناخت نیز توسّط برخی از محقّقان مورد تردید قرار گرفته است. باور در مقاله ای شواهدی به دست می دهد که بسیاری از رفتار هایی که از نظر پیاژه وجه امتیاز مراحلی از رشد شناختی کودکانند به شیوه ای تدریجی و فزاینده پدیدار نمی شوند، بلکه در یک مرحله ظاهر می شوند و پس از آن ناپدید می گردند. کودکان رفتار حرکت کردن و رسیدن به اشیائی را که می بینند و یا مکان آنها را، فقط از راه شنیدن صدا شناسایی کرده اند، در نخستین هفته های پس از تولّد از خود آشکار می سازند و پس از آن، دیگر چنین رفتار هایی را تا مدّتی بعد که دوباره با رشد و تکامل بیشتری ظاهر شوند، از خود بروز نمی دهند. کودکان در نخستین هفته‌ی پس از تولّد، برخی رفتار های پیچیده را از خود نشان می دهند. این توانایی بلافاصله محو می شود و دوباره در پایان نخستین سال پس از تولّد ظاهر می شود.