زندگینامه علمی ویگوتسکی

لِو سیمینوویچ ویگوتسکی[1] در گومل، شهری بندری در روسیه غربی بزرگ شد. پدرش رئیس بانک و مادرش معلّم بود. در روزگار نوجوانی در میان دوستانش به «پروفسور کوچولو» معروف شده بود، زیرا دائماً آنها را به بحث های مختلف و فعّالیّت های خارق العادّه فرا می خواند. ویگوتسکی همچنان به خواندن تاریخ، ادبیات و شعر عشق می ورزید.

او در 17 سالگی تصمیم گرفت به دانشگاه موسکو برود. امّا به دلیل یهودی بودن مجبور بود در یک سیستم سهمیه ای رقابت کند. به هر صورت او برای رفتن به دانشگاه موسکو برنده شد. وی در دانشگاه در رشته حقوق تخصّص گرفت، امّا در کلاس های سایر رشته ها نیز شرکت می کرد. سرانجام در سال 1917، با مدرک حقوق از دانشگاه موسکو فارغ التّحصیل شد و به زادگاهش گومل بازگشت.

ویگوتسکی بین سال های  1924 تا 1971، که در یک دبیرستان محلّی ادبیات و روان شناسی تدریس می کرد، به تعلیم و تربیت کودکان ناتوان جسمی علاقه مند شد. همچنین رساله دکترای خود را به روانشناسی هنر اختصاص داد. در همین دوره به بیماری سل مبتلا شد.

او در ششم ژانویه 1924، برای ارائه مقاله ای درباره روانشناسی هوشیاری به لنینگراد سفر کرد. فصاحت و روانی کلام او، به عنوان جوانی ناشناخته از سرزمینی دور از پایتخت، اثر فوق العادّه ای بر روانشناسان جوان بر جای گذاشت. یکی از آنها آ.آر. لوریا بود که سمتی را در انستیتو روانشناسی مسکو به او پیشنهاد کرد و ویگوتسکی آنرا پذیرفت. در طیّ اوّلین سال کارش در انستیتو رساله دکترای خود را به پایان رساند و به درجه دکتری نائل آمد.

چیزی نگذشت که در مسکو حضوری مؤثّر پیدا کرد. هنگامی که سخنرانی می کرد، انبوهی از دانشجویان حتّی خارج از سالن سخنرانی می ایستادند و از پشت پنجره های باز به سخنرانی او گوش می دادند. این شور و شوق نسبت به ویگوتسکی نه به دلیل عقاید هیجان انگیز او، بلکه به این دلیل بود که او گروهی از مارکسیست های جوان را برای خلق یک روانشناسی که به ایجاد جامعه سوسیالیستی کمک کند، رهبری می کرد.

شاید او می دانست که عمرش کوتاه است - او فقط 38 سال زندگی کرد و بر اثر بیماری سل در گذشت- از همین رو دائم مشغول مطالعه بود وسخنرانی می کرد. چند نوشته از ویگوتسکی، بلافاصله بعد از مرگش انتشار یافت، امّا در سال 1936، حکومت روسیه انتشار کارهای او را ممنوع کرد و این ممنوعیّت تا شال 1956 ادامه یافت. همکاران ویگوتسکی و دانشجویانش کارهای او را زنده نگه داشتند. در دو دهه گذشته، در غرب، علاقه زیادی به عقاید ویگوتسکی به وجود آمده است. بدون شک این علاقه هنگامی بیشتر شد که نوشته های ویگوتسکی از زبان روسی به انگلیسی ترجمه شد. (کرین، به نقل از خوی نژاد، 1384، ص 285)

ویگوتسکی که در رشته حقوق و فقه اللّغه تحصیل کرده بود پیش از آنکه کار خود را بعد از انقلاب 1917 روسیه به عنوان روانشناس آغاز کند خدماتی چند در زمینه نقد ادبی عرضه کرده بود. هنگامی که ویلهلم وونت[2]، بنیانگذار روانشناسی کلاسیک و آزمایشگاهی در اوج شهرت به سر می برد، ویگوتسکی به تحصیل علم مشغول بود.

از دانشمندان هم عصر وی می توان ایوان پاولف[3]، جان ب.واتسون[4]، کهلر و کافکا را نام برد. (ویگوتسکی، به نقل از عزبدفتری، 1372، ص 13)

ویگوتسکی با زمینه های قبلی فلسفه، حقوق، ادبیات، هنر، تئاتر و نیز علاقه مندی فوق العادّه به تدریس روانشناسی تجربی، وارد صحنه علمی شد و تقریباً تمامی این زمینه ها را در جستجوی راهی که می بایست برای بنیانگذاری روانشناسی علمی طی شود، دخالت داد. علاقه به هنر، شعر و ادبیات را هیچ وقت از دست نداد، و همین طور فلسفه، منطق و روش شناسی به عنوان یک شاخه علمی را. آثار فلاسفه قدیم و جدید، آثار کلاسیک ادبی، آثار روانشناسان آلمانی و آثار زبان شناسان و ادب شناسان روسی و اروپایی را خوانده بود. ( کوزولین، به نقل از قاسم زاده، 1381، ص 14 )


[1] Lev Semenovich Vygotsky

[2] Wilhelm Wundt

[3] Ivan Pavlov

[4] John B. Watson