تحقیق شماره 10: نقش اراده در رشد

محمّد شمس – کارشناسی 86

به دلیل نقش شگرف اراده در رشد انسان، به ویژه در ابعاد معنوی و شخصیتی، به این مبحث می پردازیم:

مفهوم اختیار: منظور از اختیار در اینجا نوعی توانایی روانی انسان است که شخص بر اساس آن می تواند در قلمرو خاصّی، تأثیرات زیستی و محیطی را تحت تسلط خویش درآورد و با گزینش خود، رفتار و مسیر رشد خود را آگاهانه انتخاب کند.

قلمرو اختیار و اراده: برخی از ابعاد انسان، به گونه ای طبیعی و خود به خودی رشد می کنند و مراحل را یکی پس از دیگری طی می کنند. مثل رشد سیستم عصبی و رشد جنبه های فیزیولوژیک. با توجّه به تعریفی که از اختیار داده شد معلوم است که اراده در فرآیند رشد این دسته از ابعاد تأثیر مستقیمی ندارد. ولی رشد گروهی دیگر از ابعاد وجودی انسان در گرو رفتارهای اوست که رشد این جنبه ها می تواند به گونه ای آگاهانه صورت پذیرد، و در همین ابعاد است که اراده فرد در رشد او نقش بازی می کند. بسیاری از جنبه های رشد که در نوجوانی، جوانی و بزرگسالی رخ می دهد به ویژه رشد شخصّیت اخلاقی و معنوی می تواند تحت سیطره اراده قرار گیرد، بلکه برخی از آنها بدون اراده معنا پیدا نمی کند.

روانشناسی و اختیار: تحت تأثیر جوّ علم زدگی که در قرن نوزدهم ایجاد شده بود، موضوع آگاهی و شناخت برای مدّت مدیدی از روانشناسی حذف شد و به تبع آن مسأله اختیار نیز نادیده گرفته شد. ولی با اقبال دوباره برخی مکتب ها، همچون ارگانیسمیک و شناخت شناسی به مسأله آگاهی رفته رفته نوعی دخالت و نقش برای انسان مورد توجّه قرار گرفت. و روند تکاملی آن به این گونه بوده است: جبر محیطی، جبر درونی، ارگانیسم فعّال، موجود سازمان دهنده و موجود خلّاق.

روش تحقیق در عوامل ارادی: در مباحث روش تحقیق به نقش جهان بینی ونیز تئوری اشاره شده است. نمونه شاخص این تأثیر، در قلمرو روانشناسی رشد در مورد اراده تحقّق یافته است.مطالعاتی که درمورد عوامل مؤثّر بر رشد شده است دخالت عامل اراده را نفی نمی کنند. مطالعات انجام شده روی گروه های آزمایشی و گواه تفاوت های معنا داری را در عملکرد افراد می نمایاند که توجیه مناسبی را جستجو می کند. محقّقان گاه با احتمال و حدس این تفاوت ها را در پایه های زیستی و محیطی منحصر کرده اند، در حالیکه احتمال دیگر، تأثیر متغیّر مستقل دیگری مانند اراده دراین فرآیند است. مسأله دیگراین است که اراده خود قابل تجربه حسّی و اندازه گیری آزمایشگاهی نمی باشد بلکه تنها آثارآن قابل مشاهده است. شاید مناسب ترین روش برای مطالعه اراده، مراجعه به علم حضوری از راه دورن نگری باشد. با مطالعه حالات خود درمیابیم همانگونه که به انگیزه ای به نام سائق گرسنگی در وجود خویش واقفیم، به همین وضوح این مطلب را درمیابیم که در برابر نیروی این انگیزه، دست بسته و منفعل محض نیستیم. همچنین اگر تنها به هدف بررسی نیروی اختیار، اندام های بدن خویش را به کار بگیریم، به روشنی در میابیم که اراده، نیرویی تعیین کننده در شکل دادن رفتارهای انسان است که خارج از قلمرو نیروهای ژنتیکی و محیطی می تواند عمل کند، یا دایره تأثیر آنها را محدود سازد.

رابطه عوامل زیستی: محیطی و ارادی: عوامل زیستی و محیطی، عواملی مستعدّ کننده به شمار می روند که زمینه روانی و شرایط محیطی را برای بروزرفتاری خاصّ مهیّا می سازند، امّا اراده در این میان چه نقشی دارد؟ آیا با فراهم شدن عوامل محیطی و زیستی انسان به صورت اتوماتیک یک رفتار آگاهانه را انجام می دهد؟! یا آنکه عوامل زیستی و محیطی زمینه یک رفتار را فرآهم می سازند و انسان این قدرت را دارد که آگاهانه تصمیم بگیرد و طبق مقتضای این عوامل، یا بر خلاف آنها رفتار کند؟ اراده در قلمرو رفتارهای آگاهانه و اختیاری عاملی فعّال و تعیین کننده است. مثلاً کسی که مبتلا به پرخوری روانی است در صورتی که با اشتغال به فعّالیّت های مورد علاقه، وقت خود را پر کند به آسانی می تواند خیال وسوسه انگیز پرخوری را از خود دور کند، ولی اگر مجالی برای این توجّه به وجود آید، مقاومت در برابر ادراک آن مشکل تر است، و اگر از این مرحله هم بگذرد، انگیزه به خودی خود به دنبال آن ایجاد می گردد و آن وقت تصمیم گرفتن برای انجام عملی بر خلاف انگیزه بیدار شده، بسی مشکلتر می شود.

نقش اراده در رشد: اراده نقش تعیین کننده ای در رشد ابعادی دارد که به آن وابسته هستند. مثل رشد بُعد اخلاقی، بُعد معنوی و بُعد عرفانی که بدون رفتارهای ارادی امکان پذیر نیست، و این رفتارها در رشد برخی دیگر از جنبه های انسانی از قبیل رشد شخصیّت و رشد شناختی می توانند نقش جهت بخش و سرنوشت ساز داشته باشند.