گزیده ای از گزارش خطاي ادراك
چكيده
ذکر منبع فراموش نشود. http://mshams.blogfa.com
همانگونه که از عنوان این نوشتار مشخّص است، قصد داریم به بحث خطای ادراکی بپردازیم. در اینجا با تعریف خطای ادراکی آشنا خواهیم شد امّا در مورد انواع گوناگونش فقط به خطای ادراکی در بینایی خواهیم پرداخت؛ زیرا از طرفی با مطالب و آزمایشی که مطرح خواهد شد سازگار است و از طرفی دیگر بخش عمدهی خطاهای ادراکی انسان در خطای بینایی یا همان خطای در دید متمرکز است. زیراکه بیشترین اطّلاعات ورودی به دستگاه ادراکی انسان از طریق چشم صورت میگیرد. در انتهای نوشتار به خطای ادراکی و آزمایش مولر-لایر اشاره خواهد شد که از برخی آزمودنیها بهعمل آمده است. به مقتضای بحث پیشرو به تاریخچهی بحث دربارهی ادراک اشاره میکنیم زیرا از نظر اینجانب مسئلهای مؤثّر و بسیار اساسی برای تبیین آیندهی فکری و علمی دانشپژوهان میباشد سپس به تعریف احساس و ادراک نیز خواهیم پرداخت و عوامل مؤثّر بر ادراک را نیز ذکر خواهیم کرد تا مبانی نظری و تصوّری بحث برای خوانندگان و دانشپژوهان گرامی روشن شده و درک مباحث آسانتر گردد.
کلیدواژه: احساس[1]، ادراک[2]، خطای ادراکی[3]، خطای مولر- لایر[4]
مقدّمه
يكي از مسائل مهمّ ادراك، كه پس از صد سال پژوهش و صرف نيروي بسيار هنوز نتوانستهاند به درستي بيان كنند، خطاي ادراكي است. همواره اين سؤال براي آدمي مطرح بوده است كه چه چيز باعث خطاهاي ادراكي ميشود؟ اگرچه امروزه بسياري از روانشناسان بر اين باورند كه چون خطاهاي هندسي از جمله تجربيّات زندگي روزمرّه هستند، چندان متوجّه اين خطاها نميشويم. خطاهاي قابل توجّه آدمي در زندگي ماشيني و صنعتي امروز، حركت استروبوسكپي، حركت ظاهري ادراك الگوهاي دوبعدي بهجاي سه بعدي، خطاهاي طبيعي معروف به «خطاي ماه[5]» و ... از جملهي اين خطاهاست.
تاريخچه
بحث در مورد ادراك مبحثي نيست كه بهتازگي و طيّ ساليان اخير و يا با شكلگرفتن رشتهي علمي و تحصيلي خاصّي بهنام روانشناسي، مطرح شده باشد. بلكه از ديرباز و از زمان فلاسفهي يونان اين مطلب مورد توجّه انديشمندان بوده است و هريك به نحوي سعي كردهاند نوع ادراك و جنس آنرا مشخّص كنند.
«ادراك انسان از جهان بيرون و حالات نفسانياش، از ديرباز مورد مطالعه و بحث فلاسفه بوده و با اوّلين طرز تفكّر فلسفي دربارهي ارزش معلومات و شناخت انسان آغاز شده است. اين پرسش همواره براي فلاسفه مطرح بوده است كه ادراكات انسان چگونه پيدا ميشوند؛ آيا اساس اين ادراكات تجارب حسّي است، يا بديهيّات عقلي؟ آيا ادراك پديدهاي مادّي است كه در سير تكاملي مادّه و رسيدن به مرحلهي خاصّي شكل ميگيرد و يا پديدهاي مجرّد و نوعي از هستي است كه با مادّه تفاوت دارد؟» (ايرواني و خداپناهي، 1379، ص5)
علم و ادراک از نظر حُکمای جدید غرب
از جمله حکمای اروپایی که به ارزش یقینی ادراکات حاصل از حواس شک میکند، دکارت[6] است. اگرچه او با شک، افراطی کار خود را آغاز میکند، ولی سرانجام اعتراف میکند که انسان میتواند از طریق عقل و درک وشهود[7] به معرفت یقینی دست یابد. بنابراین دکارت تجربهی حسّی را وسیلهی ارتباط انسان با خارج میداند که نه تنها برای کشف حقیقت امور، بلکه در زندگی نیز مورد استفاده واقع میشود.
«جان لاک[8]» در کتاب معروف خود بهنام تحقیق در فهم بشر سعی کرده است تا شناخت و علم و ادراک انسان را براساس تجربهی حسّی تبیین کند؛ به عقیدهی او تصوّرات ذهنی و معلومات، حاصل تجربهی حسّی است.
«بارکلی[9]» اسقف ایرلندی، بیش از هرچیز به مابعدالطبیعه توجّه دارد و معتقد است که محسوسات وجود خارجی ندارند؛ بلکه یک روح نامتناهی در همه جا حاضر است و محیط بر عالم و حافظ آن است، بنابراین اشیائی را که انسان ادراک میکند، جداگانه و متمایز از او در علم خداوند وجود دارند و چنین نیست که وقتی آنها را تجربه میکنیم، بهوجود آیند و یا وقتی آنها را درک نمیکنیم، معدوم شوند.
«هیوم[10]» در اثر معروف خود طبیعت انسان، بحث مهمّ فلسفی حقیقت جسم و روح را که فلسفهی اولی مینامند کنار گذاشت و آنرا بیحاصل خواند. به نظراو باید ابتدا عقل را که عامل دانشاندوزی و معرفت است موضوع تحقیق و نقّادی قرار داد.
«کانت[11]» در کتاب معروف خود تحت عنوان نقّادی عقل محض، بر این عقیده است که مذهب «اصالت تجربهی حسّی[12]» در فهم حقایق ضروری و ثابت مانند مفاهیم ریاضی که بداهت آن سراسر مرهون عقل است، ناتوان است. از طرفی مذهب «اصالت عقل[13]» را نقد میکند، زیرا که شناخت واقعی، مستلزم دادههای تجربی و احساسهایی است که به مکان و زمان متّصل شدهاند.
علم و ادراك از نظر فلاسفه و دانشمندان اسلامي
بحث ادراك، از نظر دانشمندان اسلامي با خواص روح مجرّد از مادّه، ماهيّت و واقعيّت علم ادراك انسان مرتبط بوده است. برخي، ادراك را در مقولهي نفس و قواي آن مطرح ساخته، مراحل كمال آنرا وراي ادراك حسّي و حتّي وراي ادراك عقلي ميدانند؛ بعضي ديگر،آنرا نوعي از وجود ميدانند كه بالاتر از سطح موجودات مادّي است و موجود زنده در تطوّر و كمال خويش به آن مرحله ميرسد. بنابراين از نظر دانشمندان اسلامي نفسِ مُدرِك و متفكّر، حقيقتي غيرمادّي و مجرّد از ويژگيهاي مادّه است.
«فارابي» (257-338 ق) معروف به معلّم ثاني، پس از بحث در عقايد فلسفي افلاطون و ارسطو به مسألهي مُثُل افلاطوني ميپردازد. وي اين نظر افلاطون را كه عالمي بهنام عالم معقولات وجود دارد و فوق حس و جداي از آن است، قبول نميكند؛ زيرا بهنظر او معقولات جز در عقل موجود نيستند. او معتقد است نفس داراي قواي متعدّدي است كه از آن جمله ميتوان از قواي مُدرُكه، حاسّه، متخيّله و عاقله نام برد.
«ابنسينا» (370-428ق) يكي از بزرگترين فيلسوفاني است كه به مطالعهي دقيق نفس پرداخته و آنرا هم از جنبهي متافيزيكي و هم از لحاظ فيزيولوژي بررسي كرده است. بهنظر اينسينا ادراك عبارت است از درك صورت اشياء، به كمك دستگاههاي حسّي و تجريد آنها از شيئ مادّي كه اين عمل بهوسيلهي ادراك حسّي و عقلي صورت ميپذيرد. ادراك حسّي عبارت است از واردشدن صورت محسوسات در حواس و ادراك عقلي عبارت است از تحقّق معقولات در عقل. محسوسات بهواسطهي اعضاي حسّي احساس ميشوند، نه ادراك حقيقي. دادههاي حواس بهنحوي بههم ميپيوندند و حسّ مشترك را تشكيل ميدهند و در واقع، حسّ مشترك قوّهايست كه ادراك صور جزئيه را به عهده دارد.
«صدرالمتألّهين» (990-1050ق) فيلسوف و دانشمند اسلامي، علم و ادراك را نوعي از وجود اشياء در ذهن ميداند. به نظر او، ادراك هرچيزي، اعم از محسوسات جزئيه و يا معقولات كلّيه، عبارت است از حصول آن در ذات نفس، با اين تفاوت كه نفس ناطقه، جزئيّات را توسّط آلات حسّي و كلّيات را با ذات خويش ادراك ميكند. ملّاصدرا همانند ابنسينا، ادراك محسوسات جزئيّه را توسّط حواس پنجگانه ميسّر ميداند ولي وجود اين حواس را براي ادراك معقولات كلّيه، كافي نميداند. بهنظر او انسان در نيل به ساير كمالات به قواي ديگري بهنام حواسّ باطني نياز دارد.
خلاصه اينكه بهنظر دانشمندان اسلامي، ادراكات انسان از مقولهي امور روحي است و از راه عدم انطباق خواصّ عمومي مادّه، ثابت ميكنند كه يك امر روحي مانند ادراك نميتواند مادّي باشد، بنابراين نميتواند تنها بر فعّاليّتهاي عصبي منطبق گردد. بدين معنا كه اگر ادراك حاصل فعل و انفعالات مادّي بود بايد هميشه با محقّقشدن شرايط مادّي تحقّق مييافت، درصورتيكه بسياري از اوقات با وجود فراهمبودن شرايط مادّي بهسبب تمركز نفس در امر ديگري ادراك تحقّق نمييابد.
البتّه در اين باب تنها بينش فلسفي زمينهي بحث نيست بلكه ادراك براساس وجود محرّكهاي خارجي يا داخلي موجود زنده و واكنش نظامهاي فيزيولوژيك و رواني شكل ميگيرد. بنابراين بحث ادراك در محلّ تلاقي چند علم قرار ميگيرد كه هريك با بينش و روش خاصّي در ابعاد مختلف به تحقيق و تفسير آن ميپردازند.
احساس و ادراك در روانشناسي امروز
بحث احساس و ادراك در روانشناسي امروز تحت عنوان ادراك حسّي، براساس دستاوردهاي علوم تجربي و بهخصوص فيزيولوژي و روانشناسي تجربي مطرح ميگردد. در اين علوم ادراك حسّي بهعنوان فرآيندي است كه از واقعيّت محرّكهاي فيزيكي و شيميايي محيط آغاز ميشود و با چگونگي واكنش موجود زنده و تحليل و تفسير رواني كه موجب سازش آن با محيط خود ميشود خاتمه مييابد.
در اين بخش به تعريف احساس و ادراك خواهيم پرداخت تا مباحث نظري اين بحث بيشتر روشن شوند.
در تعريف احساس اينگونه آمده است:
«انتقال اثر محرّك از گيرندهي حسّي به سيستم اعصاب مركزي،كه بهصورت عيني قابل پيگيري است.» (ايرواني و خداپناهي، 1379، ص21)
تعريف خطاي ادراكي
خطاي ادراكي[16] يك رفتار حسّي يا ادراكي نادرست است، يعني آنچه را كه ميبينيم يا ميشنويم و ... با موقعيّت واقعي و مشخّص مطابقت نميكند؛ به عبارت ديگر، وقتي كه ادراك ما از اشياء و ساير امور، بهطور كلّي، با واقع منطبق نباشد گوييم دچار خطاي ادراكي شدهايم. تجربه به ما ثابت كرده است كه ادراك ما كپي ساده از واقعيّت نيست. البتّه بايد متوجّه باشيم كه ممكن است در اثر برخي از عوامل بيروني يا دروني، دچار توهّم[17] و خيال نيز بشويم كه اشياء در اين حالتها هم غير واقعي بهنظر ما ميرسند ولي اين توهّمات سواي خطاي ادراكي هستند.
حال بهصورت مختصر با تعريف خطاي ادراكي آشنا ميشويم:
«خطاي ادراكي يك رفتار حسّي يا ادراكي نادرست است، يعني آنچه را كه ميبينيم يا ميشنويم و ... با موقعيّت واقعي و مشخّص مطابقت نميكند.» (همان، ص210)
تفاوتهاي خطای ادراکی با توهّم:
· اوّلین تفاوت همانگونه که قبلاً هم ذکر شد این است که خطاهای ادراکی از قبیل خطا هستند و امری عادّی محسوب میشوند امّا توهّم و انواع مختلف آن که ذکر خواهند شد،اختلال و بیماری هستند.
· تفاوت دیگر اینکه توهّم هنگامی اتّفاق میافتد که هیچ محرّک حسّی وجود ندارد ولی ادراکاتی صورت میگیرد مثل توهّم حملهی یک خرس گرسنه به شخص درحالیکه هیچ خرسی وجود ندارد.
· تفاوت بعدی اینکه خطای در ادراک در همهی مردم وجود دارد و آنرا تجربه میکنند، حال آنکه توهّمات را فقط افراد دارای مشکلات روانی تجربه میکنند و در بیماران مختلف یکسان نیست.
· از اینرو خطای ادراکی برخلاف توهّم بهطور تجربی قابل مطالعه است. همچنین توهّمات معمولاً مستمر است ولی خطاهای ادراکی در شرائط خاص پیش میآید و موقّتی هستند. (مطالب کلاسی)
برخي اختلالات در بيماريهاي رواني از نوع روانپريشي، اعم از كنشي يا عضوي، بهصورت توهّمات ادراكي بدون وجود محرّك خارجي نظير «تجربيّات بين خواب و بيداري[18]»، «توهّم سمعي[19]»، «توهّم بويايي[20]»،
«توهّم چشايي[21]»، «توهّم لمسي[22]»، «توهّم عضلاني[23]» و ... ديده ميشود. مثلاً مبتلايان به اين توهّمات، صداهايي را ميشنوند و يا اشخاص يا اشيائي را ميبينند كه واقعيّت خارجي ندارند. ساعتها با كساني به گفتگو مينشينند و يا صداهايي را ميشنوند كه هيچ منبع صوتي ندارند. (ایروانی و خداپناهی، 1379)
امّا در مورد هذیان میتوان گفت که، هذیان باور و فکر غلط است و تنها برای افراد مبتلا به اختلالات روانی پدید میآید، مانند هذیان خودبزرگبینی. همانگونه كه در زمينهي روانشناسي هيلگارد آمده است:
«باورهاي كاذب يا نادرست كه يكي از ويژگيهاي برخي از اختلالهاي روانپريشي است و اغلب بهصورت هذيان عظمت يا هذيان توطئه يا گزند و آسيب نمايان ميشوند.» (اتكينسون، 1387، ص714)
از تفاوتهای هذیان با توهّم میتوان به این نکته اشاره کرد که هذیان اختلالی است که در فکر و باور رخ میدهد ولی توهّم اختلالی است که در ادراک است با توجّه به این نکته که فکر در سطح بالاتری از ادراک قرار دارد. (مطالب کلاسی)
عوامل مؤثّر بر ادراك
دكتر ايرواني و دكتر خداپناهي (1379) عوامل مؤثّر بر ادراك را به دو دستهي كلّي زمينههاي فردي و اجتماعي تقسيم كردهاند. اينجا به برخي از اين عوامل اشاره خواهد شد:
نيازها
آمادگي و انتظار ادراكي
حالات انفعالي
تأثير زبان و تركيبات لفظي بر ادراك
توجّه
حسّاسیّت اندام حسّی
تجربههای قبلی
حالات هیجانی
بافت[24]
تفاوهای فردی از لحاظ انگیزش
نكته: هيچ آزمايششوندهاي نبايد قبل از اجراي آزمايش اين متن را بخواند.
هدف: مطالعهي خطاي مولر- لاير يا خطاي درازا و به بيان ديگر سنجش و اندازهگيري خطاي ديد افراد در تشخيص كوتاهي و بلندي خطوط، برحسب ميليمتر.
دكتر حمزه گنجي (1384) در كتاب خود با نام راهنماي عملي روانشناسي تجربي به يكي از اين نتايج اشارهاي دارند:
«همهي خطاهاي ادراكي با فرآيندهاي يكسان تشريح نميشوند. بدين صورتكه برخي از آنها بههمراه افزايش سن كاهش پيدا ميكند، مثل خطاي مولر- لاير، امّا برخي ديگر بههمراه بالا رفتن سن، افزايش مييابد، مثل خطاي بينايي حركتي دُمور[26].»
میانگین، انحراف معیار و واریانس کلّ دادهها که یازده نفر از دانشپژوهان بر آزمودنیهای خود انجام دادهاند نیز به شرح زیر میباشد:
|
95/20 |
میانگین |
|
16/58 |
واریانس |
|
62/7 |
انحراف معیار |
برای محاسبهی واریانس از دو طریق میتوان عمل کرد که ما از یک راه آن استفاده خواهیم کرد. مراحل بهدست آوردن انحراف معیار بهشرح زیر است.
طبق این مراحل انحراف معیار محاسبه خواهد شد:
1. شمارهی یک بیان کنندهی فرمول بهدست آوری میانگین است.
2. شمارهی دو شیوهی محاسبهی واریانس را به ما میآموزد.
فرمول شمارهی سه راه محاسبهی انحراف معیار میباشد که ما تمامی این مراحل را طی کردهایم و نتایج بهدست آمده را در جدول فوقالذّکر آوردهایم.
برخی نتایجی که با انجام این آزمایش حاصل شد به این شرح میباشد:
· خطای در بینایی در آزمایش مولر- لایر در همهی آزمودنیها مشاهده شد.
· مقدار خطا در همهی آزمودنیها، مقداری منفی بود. به این معنی که هیچیک از آنها پارهخطّ متحرّک را بیشتر از پارهخطّ ثابت تنظیم نکرد بلکه همه زمانیکه فکر میکردند پارهخطها مساوی هستند، در واقع اندازهی پارهخطّ متحرّک کمتر از پارهخطّ ثابت بود و شاخص عددی زیر صفر را نشان میداد.
· با افزایش کوششها روند مثبتی در مقدار و نزدیک به واقع بودن اندازهها دیده نشد.
· از نتیجهی فوق میتوانیم اینگونه استفاده کنیم که خطای دید در این آزمایش امری تقریباً ثابت است و اینگونه نیست که هرچه تعداد کوششها بیشتر شود، بر دقّت آزمودنی افزوده گردد.
· افراد برای اینکه دو پارهخط را به یک اندازه درآورند، تحت تأثیر فضایی واقع میشدند که شاخکهای همگرا و واگرا ایجاد کرده بودند. برای همین به اشتباه میافتادند. اگر کسی بدون درنظرگرفتن شاخکهای همگرا و واگر این کار را انجام دهد و بتواند در ذهن خود اینگونه تصوّر کند که آن شاخکها وجود ندارند، به احتمال زیاد در تشخیص اندازهی واقعی بین دو پارهخط موفّقتر خواهند بود.
منابع
1. اتکینسون، ریتا و همکاران. (1387). زمینهی روانشناسی هیلگارد. ترجمهی براهنی، محمّدنقی و همکاران. چاپ دهم. تهران: رشد.
2. ایروانی، محمود و خداپناهی، محمّدکریم. (1379). روانشناسی احساس و ادراک. چاپ پنجم. تهران: سمت.
3. گنجي، حمزه. (1384). راهنمای عملی روانشناسي تجربي. چاپ دهم. تهران: نشر ساوالان.
4. محیالّدین بناب، مهدی. (1374). روانشناسی احساس و ادراک، تهران: نشر دانا.
5. مطالب مطرح شده در کلاس روانشناسی تجربی استاد: دکتر خدادادی. پاییز 1389. مؤسّسهی آموزشی- پژوهشی امام خمینی (ره).
6. نادری، عزّت الّله و سیف نراقی، مریم. (1373). احساس و ادراک از دیدگاه روانشناسی. چاپ سوم. [بيجا]. بدر.
وبلاگ دانشجوی روانشناسی به آدرس: www.psycho-student.persianblog.ir
[1] sensation
[2] perception
[3] perception illusion
[4] Muller-lyer illusion
[5] moon illusion
[6] R. Descartes
[7] intuition
[8] J. Locke
[9] G. Barkeley
[10] D. Hume
[11] E. Kant
[12] empiricism
[13] rasionalism
[14] sensation
[15] perception
[16] perception illusion
[17] hallucination
[18] Hypnagogic hallucination
[19] auditory hallucination
[20] olfactory hallucination
[21] gustatory hallucination
[22] tactile hallucination
[23] kinesthetic hallucination
[24] context
[25] Muller-Lyer illusion
[26] Demoor’s illusion

